سيد محمد دامادى

244

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

برود ، او به كندن و بيرون كشيدن آن مىپردازد و دزد فرصت مىيابد كه ميوه را بدزدد ، و نتيجه‌يى كه مىگيرد اين كه سالك در راه سلوك ، بايد قياس را كنار بگذارد و بىهيچ تأويل ، امر و نهى را اطاعت كند . دربارهء درختى كه آدم از خوردنش ممنوع بود ، اقوال مفسّرين ، مختلف است و آن را به انگور و انجير و كافور و گندم تفسير كرده‌اند . و جلال الدّين محمّد ، قول گندم را برگزيده است . [ شرح مثنوى صص 2 / 457 و 458 ] بىخردگى ؛ نادانى و عاقبت نينديشى - خرده دان : عاقل و دانا و باريك‌بين در كارها . « وحيد » در بعض كلمات . . ى حاصل مصدر به كلمهء مختوم به « ه » غير ملفوظ ملحق نگرديده از آن جمله است « پهنانگى » ، « گردگى » و غيره . [ اسم مصدر - حاصل مصدر ، چاپ دوم / 148 ] « جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق » ، خود در طىّ قصيده‌يى به مطلع : باز ، خورشيدِ چرخ ، رخشان شد * باز ، كارِ جهان ، بسامان شد . مىگويد : چرخ ، بيخردگى اگر كردست * عذرها گفت ، از آن پشيمان شد و از همين قصيده است ، بيت : روزِ تاريك گشته ، روشن گشت * كارِ دشوار بوده ، آسان شد كه در آثار منثور ادب فارسى بدان استناد شده است . علاوه بر آن در فقره‌يى ديگر گفته است :